محمدجواد صاحبی در سي و يكمين نشست از دوره دوم سلسله نشستهاي عاشوراپژوهي چهل منزل تا اربعين با موضوع «نهضت عاشورا، نهضت اصلاحگری» در سخناني به تشريح واژه اصلاح پرداخت و گفت: اصلاح و احيا دو واژهاي هستند كه در فرهنگ ديني ما پيشينهاي طولاني دارند.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم با بيان اينكه اصلاح در برابر افساد است، خاطرنشان كرد: افساد يعني نابساماني، آشفتگي و درهمريختگي و اصلاح كاملا در مقابل آن به معني به سامان آوردن و مرتب كردن است و لذا وقتي باغباني علفهاي هرزه را وجين ميكند و يا شاخ و برگهاي اضافي درختان را حذف ميكند مي گويند اين درخت را اصلاح كرده است.
وی با تبيين ساحتهاي انجام اصلاح ابراز داشت: اصلاح گاهي در آداب، رسوم، فرهنگ و عقايد صورت ميگيرد، يعني زماني كه آداب، رسوم و عقايد يك جامعه با مطالب واهي، خرافات و امور غيرعقلاني آميخته شود، كساني به عنوان مصلح اين عقايد، آداب و رسوم را پالايش ميكنند و در واقع اصلاح در اين موارد صورت ميگيرد.
صاحبی افزود: وقتي مفاهيم غلط جايگذين مفاهيم صحيح ميشوند مصلحان ميآيند و اين مفاهيم را اصلاح و به اصل خود باز ميگردانند.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم با بيان اينكه گاهي اصلاح در نظام سياسي و حكومتي صورت ميگيرد، تصريح كرد: وقتي نظام اجتماعي و سياسي يك جامعه دچار انحرافات و از مسير اصلي خود خارج ميشود كساني كه مصلح و اصلاح گر هستند با مبارزات پيگير و بيامان و با روشهاي مختلف تلاش ميكنند، اين نظام سياسي و اجتماعي حكومت را اصلاح كنند.
وي با تاكيد بر اينكه هدف همه انبيا و اوليا الهي اصلاح است، افزود: اصلاح عقايد، فرهنگ، اخلاق، نظامات اجتماعي، سياسي و حكومت در جامعه از عمدهترين اهداف انبيا و اوليا الهي است.
اين پژوهشگر حوزوي از حضرت اباعبدالله الحسين(ع) به عنوان يك مصلح و اصلاحگر بزرگ ياد كرد و گفت: حضرت سيدالشهدا(ع) زماني كه مدينه را به سمت مكه ترك كرد وصيتنامهاي به برادرش محمدبن حنفيه مينويسد در آن وصيتنامه اين جمله معروف را ميفرمايد«حقيقتاً و به راستي من براي ايجاد آشفتگي، خودنمايي و ظلم و ستم اين شهر را ترك نميكنم بلكه من از مدينه بيرون ميروم براي اينكه امور امت را اصلاح كنم و به سيره جدم پيامبر(ص) و پدرم عليبن ابيطالب(ع)، امر به معروف كنم، نهي از منكر كنم».
صاحبی با تقسيم اصلاح به دوگونه فردي و اجتماعي، اظهار داشت: ضمن اينكه هم اصلاح فردي و هم اجتماعي داراي اهميت است و انبيا و اوليا خدا و علماي بزرگ به آنها اهتمام داشتند، اما اصلاح اجتماعي داراي اهميت بيشتري است.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم با بيان اينكه اصلاح فردي در بستر مبارزات اجتماعي امكان پذير است، ابراز داشت: اينكه انسان گوشهاي بنشيند و تهذيب نفس كند اصلاح صورت نميگيرد بلكه بايد با با مشكلات درگير شود تا بتواند در اين پستيها، بلنديها و افت و خيزها، تنگناها ومشكلات شخصيت خود را بسازد.
وي با بيان اينكه حضرت اباعبداللهالحسين(ع) هر دو طريق اصلاح را پيمودند، تصريح كرد: اصلاح فردي حضرت(ع) از همان لحظه حركت از مدينه به سمت مكه آغاز شد و تا انتهاي سفر به كربلا ادامه داشت و در تمام اين مدت اصلاح فردي را از ياد نبردند.
این پژوهشگر حوزوی افزود: نفوذ در قلوب افراد و ساختن افرادي مخلص و فداكار جزء هدفهاي اباعبدالله(ع) بود، لذا در بين راه مكه تا كوفه هر جا بارانداز ميكردند و فرد يا گروهي را ميديدند به سمت آنها ميرفتند تا آنها را اصلاح و به راه راست هدايت و از انحرافات او جلوگيري كنند.
صاحبی تاكيد كرد: اينكه فرد سابقه خوبي ندارد، آلوده است، از حزب و گروه ما نيست و يا انحراف عقيدتي ندارد دليل نميشود كه حسين(ع) با افراد سخن نگويد و آنها به راه هدايت كند كه نمونه بارز آن ماجراي «حربن يزيد رياحي» است.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم با بيان اينكه اصلاح افراد با هر عقيده، زمينه و پيشنهاي كاري حسيني است، خاطرنشان كرد: متاسفانه رفتار كساني كه مدعي پيروي از حسين بن علي(ع) هستند با آن حضرت(ع) فاصله زياد است، يعني بر خلاف مكتب تربيتي حسين(ع)، ما ميگوييم هر كس با ما نيست بر ما است.
وي تاكيد بر اينكه حضرت سيدالشهدا(ع) در كنار اصلاح فردي از اصلاح اجتماعي غافل نبوده است، بيان داشت: اهميت اصلاح اجتماع، نظامات سياسي و حكومتي بيشتر از اصلاح فردي است زيرا اگر نظامات اجتماعي و سياسي فاسد شوند دو زيان را به همراه دارند يكي اينكه با در اختيار داشتن پول، قدرت و امكانات شمار زيادي از مردم را فاسد ميكنند و ديگر اينكه رهبران سياسي الگوهاي جامعه هستند و جامعه از آنها به شدت متاثر است اگر آنها فاسد باشند جامعه نيز به فساد كشيده ميشود.
اين محقق و نويسنده اصلاح كردن نظامات اجتماعي و سياسي را در راس برنامههاي مصلحان بزرگ از پيامبران تا اوليا خدا دانست و گفت: حسين بن علي(ع) به عنوان يك مصلح بزرگ در كنار اصلاحات فردي به اصلاحات اجتماعي ميانديشد و از همان ابتدا بر روي اين موضع خود پافشاري كرده و تا روز عاشورا هم بر روي آن تاكيد داشتند.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم با بيان اينكه آحاد يك جامعه در برابر يك حكومت ستمكار مسئول هستند و بايد براي اصلاح نظام فاسد تلاش كنند،اظهار داشت: امام(ع) در نامهاي كه به مردم كوفه مينويسد، ميفرمايد:«به جان خودم سوگند رهبر و امام جامعه نميتواند باشد مگر كسي كه غائل به قسط باشد، براي اجراي عدالت در جامعه قيام كرده باشد و خودش را بدهكار به دين خدا بداند» و لذا بعضي از محققان گفته اند هدف از قيام حكومت بوده است.
صاحبي خاطرنشان كرد: گويندگان اين مطالبي تنها توجه به بخشي از هدفهاي امام حسين(ع) كرده اند اما اينها همه هدفهاي آن حضرت نيست، اباعبدالله(ع) يك مصلح و اصلاحگر است و شكي نيست كه اصلاح نظامات اجتماعي و سياسي در راس برنامههاي حضرت(ع) قرار دارد.
وي افزود: اما واقعيت اين است كه شرايط كوفه به گونهاي نبود كه حضرت اباعبدالله(ع) در اين اقدام به پيروزي برسد زيرا كوفه يك پيشينههاي داشت كه همه هم اين پيشنيه را ميدانستند كه از جمله مردم دوشخصتي كوفه بودند كه عهد شكني و تفاوت در ظاهر و باطن از ويژگيهاي آنها بود.
این پژوهشگر حوزوی با بيان اينكه امام حسين(ع) واقعيت مردم كوفه ميدانند و با علم اينكه اين سفر به پيروزي نميانجامد حركت كردهاند، يادآور شد: حضرت(ع) در برپايي اين نهضت اهداف و آرمانهايي را مطرح كرده است كه اين اهداف، آرمانهايي تمام انبيا و اوليا خدا است.
رئيس انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم بيان احكام دين خدا، تشكيل حكومت، زدودن مفاسد اجتماعي، مبارزه با استبداد از جمله اهداف امام حسين(ع) از قيام عنوان كرد و گفت: براي حسين بن علي(ع) تمامي اين اهداف اهميت دارد حتي به دست گرفتن قدرت به دست مومنان، اما زمان آن مشخص نيست و بايد حسين(ع) براي اين آرمان ها اقدام كند ولو اينكه به شهادت برسد زيرا شهادت مانع از اقدام نميشود.
صاحبي تصريح كرد: اگر بگوييم اقدامي كه نتيجه نميدهد و به پيروزي نميرسد هدردادن خون است، بر اين اساس بايد همه نهضتهاي اصلاحي از جمله نهضتهاي علما را تخطئه كنيم زيرا در برابر نظامهاي فاسد و مقتدر هر گونه اقدامي به نابودي ميانجامد.
وي يادآور شد: اما اين حركت در همه دنيا معقول است كه كساني آرمانهايي را مطرح ميكنند و پيگيري ميكنند اگر پيروز شدند چه بهتر اگر پيروز هم نشدند باز هم پيروزي هستند زيرا شهادت يك نوع پيروزي است.
